ترکیب عملآورنده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلدوره عملآوری، زمان گیرش
کنجکاوی، اشتیاق، علاقه، شوق
تابیدگی (کفسازی بتنی)
پول، پول رایج، گردش پول، جریان پول
رایج، متداول، معمول، در جریان، درگردش، جاری، فعلی، روزمره، جریان (آب، هوا، برق)، روند، روال، سیر، گذار
جریان هوا
جریان متناوب (برق)
جریان مستقیم
جریان برق
جریان با ولتاژ بالا
جریان با ولتاژ پایین
جریان اسمی
جریان تک فاز
جریان سه فاز
دارایی های جاری
توضیح تکمیلی
وجه نقد به علاوه دارایی هایی نظیر دریافتنی ها ، موجودی انبار و پیش پرداخت هزینه ها که معمولاً در یک دوره عملیاتی عادی یک ساله ، به وجه نقد تبدیل می شوند.