پاککننده شوینده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dپاککننده قوی
پاککننده ملایم
شناسگر وسیله نقلیه، آشکارساز وسیله نقلیه
وخامت، خرابی، بدتر شدن، خراب شدن، آسبدیدگی، فساد، تخریب، زوال، انهدام
خرابی روسازی، اضمحلال روسازی
خرابی راه، اضمحلال راه
منحنی خرابی
عامل زوال، عامل خرابی
مدل خرابی
تخریب محیط زیست
فرایند خرابی
میزان خرابی، نرخ خرابی
تعیینکننده، نمایانگر، مبیّن
تعیین، مشخصکردن، محاسبه، حساب کردن، تصمیم، عزم، اراده، قصد نیت
تعیین اولویتها