دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۴۱ مدخل · حرف G
پاک کردن فیلترها ×

راهنما، بَلَد، راهبر، راهنمون، کتاب راهنما، جلودار، سرمشق، الگو، راهنمایی کردن، هدایت کردن، رهنمون بودن

میله راهنمای برف‌روبی

توضیح تکمیلی

(میله‌ای که به عنوان علامت برای نقاط عمیق جهت برف‌روبی در کنار سواره‌روی راه نصب می‌گردد.)

تابلوی اخباری، علامت راهنما، تابلوی راهنما

توضیح تکمیلی

(تابلوهایی که برای نشان دادن محل، مسافت، جهت، مسیر و اطلاعات مشابهی از این دست به کار می‌روند.) [اصطلاح آمریکایی]

آبراهه، آبگذر، راه آب، چاهک، حوضچه لای گیر (آبرو)، آبکند، آب‌بریدگی (زمین‌شناسی)