روابط متقابل، همکاری متقابل، تأثیر متقابل، اثر متقابل، کنش متقابل، تعامل، برهمکنش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iدارای همکاری متقابل، دارای روابط متقابل، دارای تأثیر متقابل، تعاملی، دوسویه، دادوستدی، برهمکنشی
هدایت تعاملی مسیر، هدایت متقابل مسیر (راه)
تبادل، تقاطع غیرهمسطح، تعویض، جابجایی، مبادله، جابجا کردن، مبادله کردن
تقاطع غیرهمسطح شبدری [اصطلاح آمریکایی]
تقاطع غیرهمسطح لوزی شکل
تبادل میدانی دمبلیشکل
تبادل الکترونیکی دادهها
تقاطع غیرهمسطح
تبادل با جریان آزاد، تقاطع غیرهمسطح با جریان آزاد
تقاطع غیرهمسطح
تقاطع غیرهمسطح راه، تبادل جادهای
تبادل میدانی، تقاطع غیرهمسطح میدانی
تقاطع غیرهمسطح سهسطحی، تبادل سهسطحی
تبادل شیپوری
تبادل [حملونقل عمومی]