دوچرخهسواری، موتورسیکلتسواری، راندن وسایل نقلیه دوچرخ
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلراننده، راکب، سوار (دوچرخه، موتورسیکلت)
تصادف وسایل نقلیه دوچرخ
تسهیلات (مربوط به) رانندگان وسایل نقلیه دوچرخ
سیلندر، استوانه
استوانه ترافیکی
بدنه موتور، پوسته موتور
واشر سرسیلندر
استوانهای، به شکل استوانه، استوانه شکل
تاق گهوارهای
ترکخوردگی به شکل D
D D
روزانه، هر روزه، روزمره، روز به روز
جریان روزانه
متوسط جریان روزانه در سال
جذب قابل قبول روزانه، میزان پذیرش قابل قبول روزانه