مفصل جوشی (جوشکاری شده)، درز جوش داده شده، درز جوشی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱۶۲ مدخل · حرف Jنویسنده همکار
توضیح تکمیلی
چند نفر که با هم یک اثر را مینویسند.
کمیسیون مشترک
شکست اتصال
ماده پرکننده درز، درزگیر، درزبند، درز پرکن
بیرونزدگی درزگیر
پرکردن درز، درزگیری
فرزکاری درز (اتصال)
دهانه درز، باز شدن درز، بازشدگی درز
درزگیری، آببندی کردن درز، پر کردن درز، درزبندی
ماده درزگیر، ماده پرکننده درز، ترکیب درزبندی
نمایان شدن درز، عریانشدگی درز
توسعه شهری پیوسته
تجارت مشترک، سرمایهگذاری مشترک، مشارکت (حقوق)
روسازی بتنی درزدار
روسازی بتنی ساده درزدار