نوع فعالیت
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۷۰ مدخل · حرف Kجنبشی، سینماتیک
ویسکوزیته سینماتیک، گرانروی جنبش، لزجت سینماتیک، کندروانی جنبشی
جنبششناسی، علم سینماتیک
سینتیک، جنبشی
انرژی جنبشی
علم سینتیک، علم جنبششناسی
میل سگدست، شاهمیخ، محور، رکن، محور اصلی
کیوسک، دکه
کیوسک روزنامهفروشی
بدرقه و سواری
توضیح تکمیلی
(عملی است که در آن یک فرد معمولاً به وسیله شخص دیگری با یک وسیله نقلیه شخصی به ایستگاه نوعی از وسایل نقلیه همگانی برده میشود تا از آنجا به بقیه سفر خود با آن وسیله نقلیه همگانی ادامه دهد. عموماً در مجاورت ایستگاه وسایل نقلیه عمومی، فضاهایی به این منظور اختصاص داده میشود.)
منطقه بدرقه و سواری
توضیح تکمیلی
(منطقهای است که در آن یک فرد معمولاً به وسیله شخص دیگری با یک وسیله نقلیه شخصی به ایستگاه نوعی از وسایل نقلیه همگانی برده میشود تا از آنجا به بقیه سفر خود با آن وسیله نقلیه همگانی ادامه دهد. عموماً در مجاورت ایستگاه وسایل نقلیه عمومی، فضاهایی به این منظور اختصاص داده میشود.)
سیستم بدرقه و سواری
تنفس مصنوعی، تنفس دهان به دهان
بوق الکتریکی، کلاکسون
پارچهگون، بافتهشده، ژئوتکستایل بافته شده