دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۵۸۰ مدخل · حرف O
پاک کردن فیلترها ×

ساکن بودن، زندگی کردن، نشسته بودن (روی صندلی)، اشغال کردن، تصرف کردن، گرفتن (جا)، طول کشیدن، وقت گرفتن (ساعت)، داشتن (شغل، مقام)

رویداد، رخداد، حادثه، اتفاق، پیشامد، واقعه، وقوع، میزان وقوع، روی دادن، پیش آمدن