میزان اشغال
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oمطالعه اشغال (ترافیک)
سرنشین (وسیله نقلیه)، ساکن (خانه)، صاحب، متصدی (شغل)
تملک، تصرف، تصاحب، اشغال، سکونت، استقرار، شغل، پیشه، حرفه
تصرف زمین، اشغال زمین
مکان اشغالشده
صاحب، مالک، ساکن [خانه]
ساکن بودن، زندگی کردن، نشسته بودن (روی صندلی)، اشغال کردن، تصرف کردن، گرفتن (جا)، طول کشیدن، وقت گرفتن (ساعت)، داشتن (شغل، مقام)
رخ دادن، اتفاق افتادن، روی دادن، پیش آمدن، یافت شدن، پیدا شدن
رویداد، رخداد، حادثه، اتفاق، پیشامد، واقعه، وقوع، میزان وقوع، روی دادن، پیش آمدن
اقلیم اقیانوسی، آبوهوای اقیانوسی
هشتضلعی، هشتگوشه، هشتبَر
تابلوی هشتگوش، تابلوی هشتضلعی
کرنش برش هشتوجهی
اکتان
عدد اکتان