کمّیت اطلاعات، میزان اطلاعات
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۸۷ مدخل · حرف Qمیزان روشنایی، میزان نور
بررسی کمّی (متره و برآورد)
بررسی کمّی (متره و برآورد)
مترور
توضیح تکمیلی
(شخصی که هزینههای مصالح و نیروی کار یک پروژه را برآورد میکند.)
معدن (سنگ، شن و ماسه)، کندن (معدن)، استخراج کردن (سنگ)، کاوش کردن، کنکاش کردن، جستجو کردن
سنگ معدن
ضایعات معدن
ربع، یک چهارم، چهار یک، پانزده دقیقه، فصل، سه ماه، جهت، سو، سمت، منطقه، ناحیه، محله، کوی، گروه، حمایت، چهار قسمت کردن، اسکان دادن، منزل دادن
کوارتز
کوارتزیت
توضیح تکمیلی
(نوعی ماسهسنگ عمدتاً تشکیل شده از دانههای کوارتز که با سیلیس به هم چسبیدهاند.)
اسکله، بارانداز
تابلوی راه منتهی به اسکله
خاموش کردن (آتش، شعله)، آب ریختن، رفع کردن، فرونشاندن، زایل کردن، سرد کردن، در آب فرو بردن
سرد کردن در آب، خاموش کردن در آب
پرسش، سوال، مسأله، موضوع، قضیه، امر، تردید، شک، سوال کردن، پرسیدن، جویا شدن، بازجویی کردن، مورد تردید قرار دادن، تردید کردن، شک داشتن، شک کردن، زیر سوال بردن