دانشجوی (دوره لیسانس)، دانشجوی (دوره کارشناسی)، (مربوط به) دوره لیسانس، (مربوط به) دوره کارشناسی، (مربوط به) کارشناسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uتحصیلات دوره لیسانس (کارشناسی)
زیرزمین، در خفا، مخفیانه، زیرزمینی، مخفی، مترو، راهآهن زیرزمینی، قطار زیرزمینی
کابل زیرزمینی
پارکینگ زیرزمینی
ورودی مترو
توقفگاه زیرزمینی [پارکینگ]
شبکه توزیع زیرزمینی
توضیح تکمیلی
(شبکه لولهها یا کابلهای زیرزمینی که برای توزیع آب، گاز یا برق به کار میرود.)
پارکینگ زیرزمینی
زیرگذر، راه زیرزمینی
گذرگاه زیرزمینی عابر پیاده
راهآهن زیرزمینی، مترو
راه زیرزمینی
کارگاه زیرزمینی
ایستگاه زیرزمینی
پایانه زیرزمینی