دیوار جانبی، دیوار جناحی (پل)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wدستک دیواری
ستون توکار
پوشش دیوار
اثر جداری
توضیح تکمیلی
(اثری که دیواره ظرف بر مظروف میگذارد نظیر آزاد شدن الکترون از دیوارهها در یک اتاقک یونیزاسیون)
پی دیواری
قالب دیوار (بتن)
پوشش دیواره، اندود دیوار
جنگ، خصومت، دشمنی، رقابت، مبارزه، درگیری، نبرد، پیکار، جنگ کردن، جنگیدن
آرامگاه جنگ، گورستان جنگ
سرپرست، مسؤول، رییس
جنگلبان
پارکبان، مأمور کنترل پارک اتومبیل، مأمور پارکومتر
گرم، گرمازا، هوای گرم، گرما، حرارت، صمیمانه، پرشور، رئوف، با محبت، گرم شدن، گرم کردن، حرارت دادن
جبهه (هوای) گرم
هشدار دادن، اعلام خطر کردن، اخطار کردن، خبر دادن، مطلع کردن، برحذر داشتن، توجیه کردن