همارز جمعیت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eهمارز ماسهای
تن همارز نفت
محور معادل، محور همارز
بار محوری معادل، بار محوری همارز
سطح سروصدای معادل
تراز صوتی معادل، سطح صوتی معادل
آزمایش همارز ماسهای
همارز زیستی سروصدا
دمای هملزجت
بنا کردن، بنا نهادن، ساختن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، برپا کردن، برافراشتن، سوار کردن، نصب کردن، کار گذاشتن، پدید آوردن، ایجاد کردن
برافراشتن، نصب
نصب تابلوها
پاک کردن، محو کردن، زدودن، از بین بردن، پاک شدن، محو شدن
خطکشی پاک شده
پاک کردن، زدودن