پل عابر پیاده، پل پیادهرو
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fپی یکسره
پی منفرد
پی سطحی، پاشنه، جای پا، موقعیت، مقام، پایگاه، جایگاه، سطح، وضعیت، شرایط، حالت، پایه، شالوده، اساس
راه پیادهرو، گذرگاه پیادهرو، مالرو، کورهراه
رد لاستیک
پیادهروی متحرک
توضیح تکمیلی
(تسمه نقاله مخصوص جابجایی عابرین پیاده)
توقف در پیادهرو
پیادهروی مشترک
گذرگاه پیاده، پیادهرو [اجزای راه]
کوره راه[اجزای راه]
جلو آمدن پیادهرو، (پهن) بزرگ کردن پیادهرو
تابلوی مسیر اجباری عابر پیاده
نیرو، قدرت، قوت، توان، توانایی، زور، استحکام، صلابت، جبر، فشار، اجبار، عامل، تأثیر، نفوذ، مجبور کردن، به زور واداشتن، وادار کردن، به زور انجام دادن، مجبور شدن
جریان تحت فشار
نیروی گریز از مرکز، نیروی مرکز گریز