اسلحه، سلاح، تفنگ، تپانچه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gرادار دستی، رادار تفنگی (برای سنجش سرعت وسایل نقلیه)
افشانک خطکشی، رنگپاش [مصالح خطکشی]
تفنگ آبی، افشانک آب، پیستوله آب
صفحه اتصال، صفحه لچکی، لچکی اتصال، بست نبشی
وزش تند (باد)، بارش تند، رگبار، فوران، جوشش، شلیک، انفجار
رگبار، باد و باران
تندباد، وزش شدید باد
آبرو، نهر (خیابان، راه)، آبروی شیروانی
آبروی روباز
گچ، سنگ گچ
چرخش، دوران، گردش، ژیراسیون
دورانی، چرخشی، گردشی
متراکمکننده برشی دورانی، غلتک برش دورانی
سیستم چرخشی، سیستم دورانی
ترافیک گردشی، ترافیک چرخشی