وضع، وضعیت، موقعیت، بودن، قرار داشتن، عبور کردن، رد شدن (جاده)، گسترده بودن (زمین)، ایستاده بودن، مستقر بودن، قابل قبول بودن، قابل پذیرش بودن (حقوق)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lزندگی، عمر، حیات، طول عمر، طول زندگی، فعالیت، نشاط، شور، سرزندگی، حرارت، مدت اعتبار (جواز)، زندگینامه، شرح حال، بیوگرافی
عمر طرح، مدت طرح
افق پروژه، عمر طراحی پروژه
طول مدت سرویسدهی، عمر خدمتدهی
موقعیت اجتماعی، جایگاه اجتماعی
جنبوجوش خیابان، تحرک خیابان
روش زندگی، رویه زندگی، سبک زندگی
هزینه چرخه عمر
آزمایش طول عمر
آسانسور، بالابر، مرحله بتنریزی، بلند کردن، بالا آمدن، بهتر کردن، تقویت کردن، جابجا کردن، منتقل کردن، بلند شدن، پراکنده شدن
تله سیژ
جرثقیل چنگکدار
بالابر مکانیکی
تلهاسکی، بالابر اسکیبازان
پل بالارونده، پل بالارو