ماده مربوط به جریمه، شرط غرامت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pاخطاریه جریمه، برگ جریمه
برگه جریمه ثابت
پاندول، آونگ
دستگاه آزمایش پاندول انگلیسی
رخنه کردن، نفوذ کردن، فرو کردن، فرو رفتن، پاره کردن، سوراخ کردن، فرا گرفتن، پر کردن، آکندن، فهمیدن، کشف کردن، دریافتن
نفوذ، رخنه، رسوخ، قدرت تمیز، قدرت دریافت، توان فهم، بینش عمیق، درجه نفوذ (قیر)، فروروندگی (خاک)
شاخص نفوذ (PI)
نفوذ آب
اندود نفوذی، پریمکت نفوذی [اصطلاح آمریکایی]
آزمایش نفوذ (خاک، تیر)
آزمایش نفوذ مخروط (خاک)
نفوذسنج، فروروندگیسنج (خاک)
آزمایش نفوذسنج
مستمریبگیر، بازنشسته، وظیفهبگیر، مقرریبگیر
مردم، آدمها، اشخاص، افراد، کسان، ملت، امت، نژاد، قوم، قبیله، طایفه، اهالی، ساکنان، جامعه، عامه مردم