بازپرداختن، پس دادن، مسترد کردن، برگرداندن، زیان را جبران کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rبازپرداخت، استرداد
تقویت کردن، مسلح کردن، جوشدار کردن، استحکام بخشیدن، مستحکم کردن
تیر مسلح
بتنآرمه، بتن مسلح
تیر بتنآرمه
پل بتنآرمه
روسازی بتنی مسلح
سازه بتنآرمه، سازه بتنی مسلح
خاک مسلح
پلیاستر تقویت شده
دیوار حایل مسلح، دیوار نگهدارنده مسلح
خاک مسلح
تقویت، فولادگذاری، میلگردگذاری (بتن)، استحکام، آرماتور
آرماتور آجدار، میلگرد آجدار
آرماتور طلی، میلگرد طولی