انتقال دادهها
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلانتقال سیار دادهها
انتقال دادهها از طریق امواج رادیویی
کانال انتقال دادهها
سیستم انتقال دادهها
واحد انتقال دادهها
تاریخ، زمان، عصر، عهد، روزگار، دوران، دوره، تاریخ گذاشتن روی، تاریخ زدن، تاریخ تعیینکردن، کهنه شدن، منسوخ شدن، از رواج افتادن
مهر تاریخ (کتابخانه)، مهر ابطال (تمبر پستی)
بلیط تاریخدار
موعد پرداخت، سررسید، موعد، تاریخ مقرر
تاریخ اجرایی شدن، تاریخ قانونی شدن
تاریخ انقضا
تاریخ تکمیل واقعی
مهر تاریخ زدن
(صورت مفرد واژه data) داده، مبنا، پایه
مبنای ترازیابی، سطح مبنا (نقشهبرداری)