سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشهبرداری)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلسپیده دم، پگاه، سحر، فجر، سرآغاز، ظهور، پیدایش، طلیعه، طلوع کردن، سپیده زدن، صبح شدن، نمایان شدن، آشکار شدن
روز، شبانهروز، روز کاری، روزگار، دوران، دوره، مدت، عمر
روز تقویمی
تعداد وسایل نقلیه در روز
روز کاری، روز غیر تعطیل
درز پایان بتنریزی روزانه
طلوع صبح، سپیدهدم، فجر، بامداد
روز، روشنایی روز، روز روشن، سپیدهدم، سحر
ضریب آفتابگیری (پنجره)
زمان تابستانی
توضیح تکمیلی
(جلوکشیدن ساعات اداری برای استفاده از روشنایی روز در تابستان) [اصطلاح آمریکایی]
روز، روزهنگام
توضیح تکمیلی
(مدت میان سپیدهدم و غروب آفتاب)
تصادف در هنگام روز
قابلیت دید در روز
دید در روز
خیرهکنندگی، درخشش، نور خیره کننده، چشم را زدن، خیره کردن