دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

مرده، پژمرده، خشکیده، آرام، بی‌حرکت، محض، مطلق، خراب، بی‌مصرف، از کار افتاده

محور راکد، محور ثابت

توضیح تکمیلی

(محوری که به چرخ متصل است، اما دارای نیروی محرکه نمی‌باشد.)

بن‌بست، راه غیرقابل عبور، راه منتهی به بن‌بست، کوچه بن‌بست، خیابان بن‌بست، مسیر بدون خروجی، راه بن‌بست [اصطلاح آمریکایی]

کرایه پرداختی برای فضای اشغال نشده، بار فاسد نشدنی سنگین یا مهارناپذیر

توضیح تکمیلی

(مثلاً پولی که برای اجاره کل یک کشتی پرداخت می‌شود، اما بار کمتر از میزانی است که کل فضای کشتی را اشغال نماید؛ یعنی برای فضای اشغال نشده نیز کرایه پرداخت می‌گردد.)

مسافر مجانی، بی‌ بلیط سوار شدن (قطار،‌ اتوبوس)، قطار خالی، ماشین خالی