اظهارنامه گمرکی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمیل، زاویه انحراف، انحراف (نقشهبرداری)
خلاصکردن، کلاچ گرفتن
ماده قابل تجزیه بیولوژیکی
تجزیه، تلاشی، از هم پاشیدگی، واپاشی، فساد، پوسیدگی
کم کردن فشار، کم شدن فشار، فشار برداری، تقلیل فشار
راهروی کم کردن فشار، دالان کاهش فشار
تمرکززدایی
تزیین، آرایش، آذین، آذینبندی، دکوراسیون
وسایل تزیین، مبلمان دکوراسیون
نورپردازی تزیینی، نورپردازی برای دکوراسیون
پوشش تزیینی، روکش تزیینی
دکوراتور، طراح داخلی
کاهش، تقلیل، افت، کم شدن، کاستن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن، پایین آمدن، افت کردن، کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن
تعرفه نزولی، تعرفه رو به کاهش
فرمان، حکم، امر، رأی، فتوی، مشیت، تقدیر، فرمان دادن، امر کردن، مقرر داشتن