عضو منتخب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mنماینده محلی، عضو منتخب محلی
عضو طولی (تیر)
عضو کشتی [پل]
نماینده مجلس
پوسته، پرده، غشا
یادداشت، پیشنویس قرارداد
یادداشت تفاهم
حافظه، خاطره، حافظه (کامپیوتر)
حافظه قابل آدرسدهی
حافظه قابل تغییر
حافظه کمکی
حافظه کنترلی
حافظه قابل پاک شدن
حافظه با دسترسی سریع
حافظه اصلی