جابجایی مردم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pایمنی مردم
هر یک میلیون وسیله نقلیه عبوری
متوجه شدن، پی بردن، مشاهده کردن، دیدن، دریافتن، ملتفت شدن، فهمیدن، درک کردن، ادراک کردن
نور دریافتی
سروصدای دریافتی
درصد، درصدی، مقدار، نسبت، تعداد
درصد وسایل نقلیه متوقفشده
درصد فضاهای خالی
صدک، صد یک
مشاهده، درک، دریافت، احساس، فهم، ادراک، قدرت دریافت، بصیرت، بینش، هوشمندی، استنباط، برداشت
فاصله درک و پاسخ، مسافت مشاهده و عکسالعمل
زمان مشاهده و عکسالعمل، زمان درک و واکنش
درک خطر
مسافت تشخیص، فاصله ادراک
مدل ادراکی، مدل استنتاجی