عدم پرداخت، قصور در پرداخت، کوتاهی در پرداخت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبهره معوقه
مقدار قراردادی، مقدار پیشفرض
عیب، نقص، خطا، کاستی، نقصان
خرابی سازهای
نقص وسیله نقلیه، خرابی وسیله نقلیه
خراب، معیوب (دستگاه)، ناقص
ترمز خراب
دید ناقص، دید کم
به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، به وقت دیگر موکول کردن
ناحیهای که توسعه آن به تعویق افتاده است.
نگهداری، به تعویق افتاده
کمبود، نقصان، کمی، نبود، کسر، کسری (مالی)، نقص، ضعف
کمبود فضای پارکینگ (توقفگاه)
خرابی روسازی، نقص روسازی
کمبود، کسر، کسری