مطالعه تأخیر
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمدت زمان تأخیر
(موج) سبز تأخیری (چراغ راهنمایی)
نماینده، وکیل، مأمور، فرستاده، به نمایندگی فرستادن، نماینده کردن، تفویض کردن، محول کردن، واگذار کردن
نمایندگی، وکالت، نیابت، واگذاری، تفویض
واگذاری اختیار، تفویض اختیار، تفویض قدرت
حذف کردن، پاک کردن
بررسی، تأمل، سنجش، کنکاش، مشورت، شور
ترسیم، رسم نمای کلی، مشخص کردن، بازنمایی، تصویر، توصیف، تشریح
مشخص کردن خط عبوری
مسیرنما [اصطلاح آمریکایی]
پایه مسیرنما
تقصیرکار، اهمالکار، خطاکار، مقصر، مجرم، بزهکار
واگذاری، انتقال، تحویل، توزیع، پخش، طرز بیان، شیوه بیان
پرداخت نقدی در هنگام تحویل
پرداخت به هنگام تحویل