خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتعیین حدود، نشانهگذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز
تعیین حدود راه
سیستم امتیاز منفی [گواهینامه]
گرمکن شیشه اتومبیل
توضیح تکمیلی
(برای رفع بخار روی شیشه)
دموکراسی، مردمسالاری
جامعه دموکراتیک، جامعه مردمسالارانه
مربوط به جمعیتشناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت
علم جمعیتشناسی، جمعیتنگاری
ویرانسازی، انهدام، تخریب
محصول تخریب، نتیجه خرابی
اثبات، استدلال، برهان، توضیح، شرح، نمایش، به نمایش گذاردن، نشان دادن
جریمه دیرکرد، کرایه معطلی، هزینه تأخیربارگیری، هزینه تأخیر تخلیه، جریمه عدم تخلیه
توضیح تکمیلی
(خسارتی که بابت تأخیر در تخلیه بار یا بارگیری باید به صاحب وسیله نقلیه پرداخت شود.)
مخرج (کسر)
غلیظ، انبوه، متراکم، فشرده
ماکادام قیری متراکم