چراغ برق
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lچراغ اضطراری
پخش نور، انتشار نور
نور پخششده
چراغ چشمکزن
چراغ مهشکن، چراغ ضد مه
چراغ جلو (وسیله نقلیه)
چراغ سبز
چراغ هشداردهنده خطر، چراغ خطر
نور تابشی
نور غیر مستقیم
نور تداخلکننده، نور مزاحم
نور متناوب (چشمکزن)
نور همفاز
چراغ راهنمایی ثابت (غیر چشمکزن)
نور دریافتی