نقطه ادراک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pمدت زمان ادراک
(از صافی) عبور کردن، گذشتن، رد شدن، فیلتر شدن، منتشر شدن، پخش شدن (خبر)، عبور دادن، گذراندن، رد کردن، فیلتر کردن
نفوذ درونی، فرورفت (هیدرولوژی)
ضربه، کوبش، برخورد، تصادم
سوراخ کردن، سوراخ سوراخ کردن، پرفراژ کردن
لوله سوراخدار
انجام دادن، ادا کردن، وفا کردن (قول)، ایفا کردن (نقش)، برگزار کردن، اجرا کردن، به جا آوردن، کار کردن (دستگاه)
اجرای مانور
اجرا، انجام، ادا، ایفا، کنش،کار، عملکرد، برگزاری
عملکرد در برابر آتش
عملکرد روسازی
عملکرد وسیله نقلیه
منحنی عملکرد
عملکرد خدمات
پیشبینی عملکرد