رسوب، تهنشینی [رسوبسازی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sحوضچه تهنشینی
دوره زمانی تهنشینی
قطع، بریدگی، جدایی
اثر جداشدگی، اثر انفصال
قطع رابطه
تند، سخت، خش، شاق، طاقتفرسا، سختگیرانه، سختگیر، انعطافناپذیر، شدید، عمیق، جدی، دشوار، مشکل
خوردگی شدید
جراحت شدید
زمستان سخت، زمستان شدید
شدت، سختی، وخامت، خشونت
شدت تصادف
ضریب شدت
شاخص شدت، شاخص سختی
نسبت شدت تصادف
فاضلاب، هرزآب، گنداب