دوره زمانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۸۱ مدخل · حرف Tمقیاس زمانی
زمانبندی، برنامه زمانی
زمان صرف شده
تایمر، وقتنگهدار
جدول زمانی، جدول زمانبندی شده، برنامهریزی کردن، زمانبندی کردن
اطلاعات جدول زمانی
تعیین وقت، زمانبندی، تنظیم وقت، وقت، موقع
زمانبندی چراغ راهنمایی
زمانبندی فاز، زمانبندی مرحله
طرح زمانبندی
طرح زمانبندی چراغ راهنمایی
شیشه رنگی
اتومبیل شیشهرنگی
توده زغال سنگ
تخلیه کردن، خالی کردن، محل ریختن نخاله، دپو [مصالح]