رسوب طبیعی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلرسوب سطحی
تهنشین، رسوب، نهشت
سپردن، امانتگذاشتن، ودیعهگذاشتن، گرویی گذاشتن، وثیقه گذاشتن، بیعانه دادن، از پیشپرداختن
رسوب گل و لای، رسوب سیلت
تهنشینی، رسوب، تهنشست، نهشت
رسوبات تهنشینشده، رسوبات آبرفتی، تهنشینهای آبرفتی
رسوبات سیاه
گاراج، پایانه، انبار، دپو، ایستگاه اتوبوس، ایستگاه قطار، آمادگاه (نظامی)
دپوی اتوبوس، ایستگاه اتوبوس
مرکز نگهداری، انبار تعمیر و نگهداری، دپوی تعمیر و نگهداری
قیمت را پایین دادن، تنزل دادن، مستهلک کردن، ناچیز شمردن، بیارزش شمردن، تنزل کردن، افت کردن، پایین آمدن، مستهلک شدن
استهلاک، کاهش بها، کسر بها، افت قیمت، توفیر استهلاک (حسابداری)، ناچیز شماری
دوره استهلاک
نرخ استهلاک، میزان استهلاک
افسرده، غمگین، دچار رکود، بحرانزده، راکد، خوابیده، کساد