انحراف معیار، انحراف استاندارد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dانحراف قائم [ناهمواری]
ابزار، تجهیزات، وسیله، دستگاه، تدبیر، شیوه، طرح، نقشه، تدبیر، ترفند، نشان، علامت
دستگاه هشداردهنده، ابزار اعلام خطر
ابزار ضد قفل
(دستگاه) دزدگیر (اتومبیل)
ابزار خودکار
ابزار درجهبندی و تنظیم
ابزار بازدارنده
ابزار کنترل
ابزار اعلام خطر، وسیله هشداردهنده خطر
ابزار جلوگیری از پارک کردن (توقف) وسیله نقلیه
تجهیزات ایمنی عابر پیاده
ابزار محافظ
ابزار بازتابنده، ابزار انعکاسی
ابزار ایمنی، وسیله ایمنی، ضامن