مطلوب، خواستنی، پسندیده، دلخواه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشیب حداکثر مطلوب
مسافت دید مطلوب جهت توقف
میل، کشش، طلب، خواست، علاقه، تمایل، گزارش، درخواست، تقاضا، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن
خطا مطلوب (ترافیک)
میز تحریر، میز کار، صندوق (فروشگاه، رستوران)، پذیرش، اطلاعات (هتل، فرودگاه)
صندوق (مغازه، رستوران)، باجه (بانک، سینما)
انتشار به کمک کامپیوتر ، نشر کامپیوتری
مقصد، مقصود، هدف، غایت
مقصد سفر
مقصد سفر
کاهش فشار، تقلیل فشار، تنشزدایی
ویرانسازی، تخریب، انهدام، ویرانی، خرابی، تباهی، خرابکردن، نابود کردن
انهام وسیله نقلیه (در اثر سانحه یا تصادف)
گوگردزدایی
قابل انفصال، جداشدنی، قابل تفکیک، قابل جدا کردن