ملک، زمین، دارایی، اموال، مایملک، طبقه سیاسی، گروه اجتماعی، شرایط، وضع، وضعیت، مرتبه، رتبه، مقام، شهرک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eخودروی خانوادگی، خودروی استیشن
راه دسترسی به املاک حاشیهای
راه دسترسی به املاک مسکونی
برآورد، تخمین، ارزیابی، قضاوت، داوری، نظر، برآورد کردن، تخمین زدن، ارزیابی کردن، حساب کردن، نتیجه گرفتن
برآورد ساخت
برآورد مشروح، برآورد تفصیلی
برآورد اولیه، تخمین مقدماتی
برآورد محاسبه نشده، برآورد غیر دقیق
برآورد [هزینه]
تقریبی، تخمینی، برآورد شده
هزینه تخمینی، هزینه برآورد شده، هزینه پیشبینی شده
الگوی جابجاییهای برآورد شده
سرعت تخمینی
عمق تخمینی بافت
حجم تخمینی