بنای مذهبی، عمارت مذهبی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rباقی ماندن، بر جا ماندن، به قوت خود باقی ماندن، توقف کردن، اقامت کردن
آثار، بقایا، تهمانده، باقیمانده، ویرانهها
آثار و بقایای (مربوط به) روم باستان
درمانی، ترمیمی، اصلاحی، جبرانی، تقویتی (کلاس، درس)
اقدام اصلاحی، معالجه، درمان
معالجه، درمان، علاج، جبران، ترمیم، اصلاح کردن، جبران کردن، ترمیم کردن
(دوباره) مخلوط کردن
شکلپذیری (بتن)
دور، دورافتاده، پرت، بیربط، نامربوط، ناچیز، کم، اندک
نصب علایم (تابلو) کنترل از راه دور
دسترسی از راه دور
کنترل از راه دور، هدایت از راه دور
محله دورافتاده، منطقه پرت
بارگذاری از راه دور
نگهداری از راه دور