کابل انفجار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bکپسول انفجار
فندک انفجار
خرج
گود انفجار
روش انفجار
باروت
گرفتن فشار
شیر فشارگیری
آب انداختن، شیرهدهی (بتن)، رو زدن (قیر)
مغزه نفت ریز
رو زدن شیره بتن
آب انداختن
چسبنده مخلوط
سیمان مخلوط
کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،کور (معماری)، نوربند