برآورد، تخمین، ارزیابی، نظر، عقیده، رأی، قضاوت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eتخمین زمان سفر، برآورد زمان سفر
برآورد جدید
مصب رود، دهانه رود، خور
اتانول، الکل اتیلیک
اقلیت قومی، اقلیت نژادی
اتیلن
شورای اروپا
اروپایی، مربوط به اروپا
قانون اروپایی واحد (یکپارچه)
جامعه اروپا
دادگاه عدالت اروپا
علامتگذاری (علایم) مسیر اروپایی
اتحادیه اروپا
اوتروفیکاسیون
توضیح تکمیلی
(حالت دریاچه یا برکهای که غنی از مواد معدنی و غذایی برای گیاهان، اما فقیر از لحاظ اکسیژن است.)
ارزیابی کردن، برآورد کردن، تخمین زدن، سنجیدن، ارزشیابی کردن، ارزشگذاری کردن، قیمت گذاشتن