دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

بدبو، تهوع‌آور، متعفن، فاسد، گندیده، زشت، کثیف، بد، نامساعد، خراب، طوفانی (هوا)، مستدود، گرفته (لوله، مجرا و ...)، آلوده کردن، فاسد کردن، مسدود کردن، آلوده شدن، فاسد شدن

پی، پایه، فونداسیون، شالوده، پی‌ریزی، پایه‌ریزی، بنیان‌گذاری، ساختن، تأسیس، ایجاد، مؤسسه، بنیاد