ترافیک داخلی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iحوزههای ترافیک درونی، نواحی تردد داخلی
سفر داخلی
توضیح تکمیلی
(سفری است که مبدأ و مقصد آن در داخل یک محدوده ویژه قرار گرفته باشد.)
ارتعاش داخلی، لرزش درونی، درونلرزانی [بتن]
از درون، از داخل، در درون، در داخل
تابلوی دارای روشنایی داخلی، تابلوی روشن (تابلوی نئون)
بتن ویبره شده از داخل
بینالمللی، جهانی
شاخص بینالمللی اصطکاک (IFI)
کارت سبز بینالمللی
فدراسیون بینالمللی راه (IRF)
سازمان بینالمللی ایمنی راه
شاخص بینالمللی زبری (IRI)
مسیر بینالمللی
سیستم واحدهای بینالمللی (SI)
بینالمللی کردن، تحت نظارت بینالمللی قرار دادن