دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۳,۳۰۰ مدخل · حرف S
پاک کردن فیلترها ×

تیز، برنده، تند (پیچ، شیب)، ناگهانی، سریع، مشخص، دقیق، روشن، واضح، سوزدار (هوا)، نافذ (نگاه)، زیرک، زرنگ

خرد شدن، شکستن، از هم پاشیدن، متلاشی شدن، فرو پاشیدن، متلاشی شدن، خراب کردن، ضایع کردن

خرابی برشی، گسیختگی برشی

توضیح تکمیلی

(خرابی روسازی به علت بار مستقیم (مفرط) که موجب حرکت عمودی و موضعی روسازی می‌گردد.)