تجزیه، شکست (نور) [در یک سیال]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلجابجاکردن، جانشین شدن
جابجایی، جابجاسازی، تغییر مکان
تحلیل به روش جابجایی (در تحلیل سازه)
نمایش، ابراز، نمایشگر، صفحه نمایش، نشان دادن
نمایشگر الکترونیکی
نمایشگر گرافیکی
صفحه نمایش کریستال مابع
تابلوی اعلانات
صفحه نمایش، پرده نمایش
واحد نمایش
واحد نمایش تصویری
انهدام، از بین بردن (زباله)
دفع زباله
دفع زباله، از بینبردن زباله
بحث، گفتگو، مشاجره، مناقشه، دعوا، اختلاف نظر، تردید کردن، بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن