دایره حل اختلاف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمختل کردن، وقفه ایجاد کردن، درهم ریختن، آشفتن
مختل شدن (جریان) ترافیک [عملیاتراهسازی]
ایجاد شکاف، وقفه، قطع، برهم زدن، بینظمی، اختلال، آشوب
اختلال ترافیک [به دلیل عملیات راهسازی]
نارضایتی، عدم رضایت، ناخرسندی، ناخشنودی
پخش، انتشار، اشاعه، پراکندن
انتشار اطلاعات
حل، فروپاشی، تلاشی، زوال، فسخ (قرارداد)، اختتام، ختم (جلسه)، قطع (رابطه)
اکسیژن محلول
عدم تناسب، عدم تقارن، عدم توازن
فاصله، مسافت، دوری، بُعد، مدت (زمان)، فاصله انداختن، فاصله گرفتن
مسافت ترمزگیری، مسافت ترمز
فاصله بین محل کار و محل زندگی، مسافت سفر رفتوبرگشتی
مسافت دید سبقت، فاصله دید سبقتگیری
مسافت سبقتگیری، فاصله سبقتگیری