منطقه فقیرنشین
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتوزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، رساندن، پراکندن، طبقهبندی کردن، دستهبندی کردن
سیستم کنترل غیرمتمرکز
بانک اطلاعات توزیع شده (غیرمتمرکز)
بار گسترده (سازه)
توزیع، پخش، تقسیم، پراکندگی
توزیع دوجملهای
توزیع پیوسته
توزیع هزینه
تقسیم اعتبار، توزیع اعتبار
توزیع گسسته
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
تقسیم زمان چراغ سبز، توزیع زمان سبز (چراغ راهنمایی)
پخش نور
توزیع نرمال
توزیع اندازه ذره، توزیع دانهبندی (حاک)