کانال، جوی، آبرو، نهر (آبیاری، زهکشی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلجوی پای خاکریز، جوی پنجه
جوی پای شیروانی
جوی بالای شیروانی
مسدود کردن آبرو، پر کردن آبرو
نگهداری آبرو
خندقساز، ترانشه کن
پرچین کشیدن و نهر کندن
(از هم) فاصله گرفتن، دور شدن (راهها)، اختلاف پیدا کردن، جدا شدن، منشعب شدن، واگرا شدن
فاصله، دوری، واگرایی، اختلاف، تفاوت
زاویه واگرایی، زاویه دور شدن
نقطه واگرایی
واگرا، منحرف شدن، از هم جدا شدن، منشعب شدن، اختلاف پیدا کردن
جزیره واگرا
خط عبوری واگرا، خط عبوری انشعابی
خط عبوری انشعابی موازی، انشعاب موازی، خروجی موازی