خطالرأس، آب پخشان، مرز آبریزی (زهکشی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتقسیم کردن، توزیع کردن، قسمت کردن، سرشکن کردن، بخش کردن، جدا کردن، سوا کردن، جدایی انداختن، منشعب شدن، چند شاخه شدن، تقسیم شدن، بخش شدن
سوارهروی تفکیک شده (مسیر رفتوبرگشتی جداگانه)، سوارهروی مجزا
راه با سوارهروی مجزا (مسیر رفتوبرگشت تفکیک شده)
راه با سوارهروهای جدا از هم، راه دارای مسیر رفت و برگشت مجزا [اصطلاح آمریکایی]
سوارهروی تفکیک شده
گذرگاه جدا شده و خطکشی شده عابر پیاده
مقسوم، بخشی، سود سهام، سود بستانکار، پاداش، پرداخت اضافی
تقسیم به دو سوارهرو
جزیره جداکننده
باریکه (نوار) جداکننده
تقسیمبندی، بخشبندی، قسمتبندی، تقسیم، بخش، قسمت، لشکر، مرز، حد فاصل، اختلاف، جدایی
جداسازی خط عبوری
(مربوط به) بخش، قسمت، منطقه
جزیره جدا کننده
مقسومعلیه، بخشیاب