ورود ممنوع [اصطلاح آمریکایی]
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخللنگرگاه، حوضچه (بندر)، بارانداز، سکوی بارگیری، تعمیرگاه کشتی، لنگر انداختن، پهلو گرفتن، به لنگرگاه آوردن
دکتر، پزشک، طبیب
دکترین، آموزه، تعالیم، مکتب، ملک، آیین، مشی، عقیده، نظر
سند، مدرک، مستند کردن، با سند و مدرک ثابت کردن، مدرک آوردن برای، سند ارایه دادن برای
سند اداری، سند اجرایی
سند توافق، سند تطبیق، سند هماهنگی
سند قرارداد نمونه، سند قرارداد تیپ
کارت ماشین، سند ماشین
سند ثبتی وسیله نقلیه، اوراق ثبت وسیله نقلیه
سندسازی، مستندسازی، ارایه سند و مدرک، اثبات با مدرک، استناد، مدارک، شواهد، جمعآوری اسناد، گردآوری مدارک
اسناد مناقصه، اسناد مزایده
اسناد مناقصه، اسناد مزایده
طفره رفتن، فرار کردن، گذشتن از، تن ندادن
طفره رفتن از پرداخت کرایه، در رفتن از پرداخت کرایه
مُلک، مملکت، قلمرو، ولایت، مِلک، زمین، زمینه، قلمرو، حوزه، دامنه