توقف عمودی، پارک کردن به صورت 90 درجه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pشخص، فرد، کس، نفر، انسان
شخص خبره، فرد مجاز
شخص حقوقی
شخص حقیقی
شخص عادی
بازنشسته
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
شخص درگیر
فرد به ازای هر وسیله نقلیه
فرد مسؤول، شخص مسؤول
سفر فردی، سفر تولید شده به وسیله یک فرد با هر نوع وسیله نقلیه
توضیح تکمیلی
(برای مثال 4 نفر که با یک اتومبیل سفر میکنند، 4 سفر فردی تولید میکنند.)
رایانه شخصی
وسایل شخصی، لوازم شخصی
تصادف منجر به جرح، تصادف منجر به آسیب جسمی