تعمیر راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rهزینه تعمیر
تعمیرگاه
عملیات تعمیر
عملیات تعمیر پل
بازسازی، تعمیر، مرمت
تعمیر خودرو
مرمت روسازی، تعمیر روسازی
تعمیر راه
تعمیر موقت
روکش مجدد، رویه مجدد
پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن
بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط
تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن
تکرارپذیری اندازهگیریها، قابلیت تکرار اندازهگیریها
توضیح تکمیلی
(نزدیک بودن نتایج اندازهگیریها در شرایط یکسان)
قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی