خلاف رانندگی، تخلف رانندگی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلباران تند، رگبار
مقاومت کوبش (شمع)
دکل شمعکوبی
مدرسه رانندگی، آموزشگاه رانندگی
شبیهساز رانندگی
مهارت رانندگی
فضای رانندگی
فشار روانی هنگام رانندگی
وظیفه رانندگی
آزمون رانندگی
آموزش رانندگی
چرخ محرک
باران ریز، نمنم باران، نرمباران، نمنم باریدن، بارانریز، باریدن
پهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین
توضیح تکمیلی
پَهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین به اشیاء پرندهٔ هدایتپذیر از راه دور گفته میشود. هواپیماهای بدون سرنشین در ایران به «پهپاد» شهرت دارند که از حروف اول «پرنده هدایت پذیر از راه دور» گرفته شدهاست.
قطره، چکه، ذره، افت، کاهش، تنزل، سقوط، چکه کردن، چکیدن، افتادن، تنزل یافتن، کاهش دادن، کم کردن، کاهش یافتن، تنزل کردن