آشغالدانی، نوده زباله، در زبالهدانی ریختن، بیرون ریختن (زباله)، خالی کردن، تلنبار کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلکامیون کمپرسی
کامیون حمل زباله، دامپر، کمپرسی، زبالهکش
ترازیاب یکپارچه، ترازیاب ساده (نقشهبرداری)
توده شن، تپه شنی، تلماسه، ریگ روان
ماسه بادی
همانند، مشابه، دوتایی، دوقسمتی، مضاعف، در دو نسخه، دو نسخه کردن، تکثیر کردن، نسخهبرداری کردن، کپی کردن، رونوشت برداشتن از
چراغهای راهنمایی دوتایی
نسخهبرداری، دو نسخه کردن، تکثیر کردن، کپی کردن، کپی، نسخه دوم، رونوشت
تکرار تابلو
دوام، پایداری، ماندگاری، استقامت، استحکام
مدت، زمان، دوام، استمرار، امتداد، مدت زمان توقف یا دیرش
زمان توقف، دیرش توقف
مدت زمان بین آغاز و پایان زندگی
مدت زمان تابش آفتاب
هوای تاریک و روشن، غروب، شفق، تیرگی، تاریکی